روایت بهروز وثوقی از چگونگی ورود به سینما: قبول نشدن در کنکور باعث شد بازیگر شومبنده هم در اوان جوانی در کنکور آن چنانی رد شدم! و همین خیط شدن باعث شد که وارد سینما شدیم، چون اگر در کنکور قبول می شدم، حتما سرنوشتم عوض می شد و حالا زندگی دیگری داشتم. - *این طور که گفتی در اسفندماه امسال تو وارد سی وششمین سال زندگی ات می شود. خوب سی وشش سال کم عمری نیست. حالا یک کمی از خانواده ات، از گذشته هایت تعریف کن! گفتی خانواده! این کلمه یکی از زیباترین کلمات دنیاست. من هم برای خودم خانواده ای دارم؛ خانواده ای بسیار متوسط، اما خوشبخت و مهربان. من در حال حاضر با پدر و مادرم و چهار برادرم زندگی می کنم. پدرم کارمند وزارت بهداری بوده و حالا بازنشسته است. برادرهایم از خودم کوچک ترند و مثلا من برادر ارشدشان هستم. ارشد که چه عرض کنم، مخلص همه شان هم هستیم! یکی شان افسر شهربانی است و بقیه هم بچه محصل اند، بچه که چه عرض کنم! چنگیز یکی از آنهاست که تصادفا توی فیلم بلوچ هم بازی کرده و همان جوان موتورسیکلت سوار است که توی آن بوتیک کذایی یک سیلی حسابی در گوش من خواباند. لابد یادتان که می آید؟ ما هم سیلی را خوردیم و به اقتضای داستان فیلم به روی خودمان نیاوردیم! و، اما صحبت از خانواده بود. من در خانواده ام زندگی آرامی دارم و خیلی هم خوشحال و راضی هستم، چون که اصولا آدم حداقل هستم. برچسب ها: خانواده - زندگی - کنکور - برادر - یکی از - بهروز وثوقی - سینما |
آخرین اخبار سرویس: |