گشت و گذار در جمهوری خودمختار گدایان؛ این زن بیست سال است که یتیم سه ساله دارد!نه، اشتباه نکن! اینجا یک امپراتوری مستقل است. کشوری که سازمان های جهانی هم شاید توان مداخله در امورش را نداشته باشند. - صدر اعظم این دولت همان زنی است که می گوید اسمش اعظم خانم است؛ احتمالا دروغ می گوید. او ، رهبر بلامنازع این سرزمین، 15 سال است که بی وقفه روی صندلی اش (البته اگر بشود به آن تکه کارتن صندلی گفت) نشسته و حکمرانی می کند. نه زمستانِ سوزان کرج توانسته او را بترساند، نه تابستانِ داغِ ریل های مترو. او چرچیلِ گدایان است، با این تفاوت که چرچیل سیگار می کشید و این بانو دودِ غم! یک روز را هم نداشته ایم که او بر سر کارش حاضر نشده باشد. احتمالا به بازنشستگی هم نمی اندیشد. وزیر اقتصاد و پول های خُرد: این بانوی محترم، استادِ تبدیل اسکناس های درشت به پول خُرد است. البته این روزها باید گفت تبدیل تراول به اسکناس. تخصصش این است که یک اسکناس صدهزارتومانی را به ده تا ده هزارتومانیِ چروک تبدیل کند، آن هم با کارمزدی که خودش تعیین می کند. گویی بانک مرکزی گلشهر را او اداره می کند، با سیاست های پولیِ کاملاً تورم زدا (البته تورمِ جیبِ مسافران را!). وزیر بهداشت و زخم های ساختگی: مردی که 15 سال است روی همان زخمِ نیم سانتیمتری کار می کند و هر روز آن را تازه تر و ژلاتینی تر از دیروز نمایش می دهد. برچسب ها: اسکناس - چرچیل - صندلی - بازنشستگی - امپراتوری - بانو - توان |
آخرین اخبار سرویس: |